Type de document : Original Article
Titre d’article Persian
Auteur Persian
«فضیلت با اصل و نسب و طبیعت همراه است: این سه نیکی هستند و هر سه به هم مرتبطند. اگر طبیعت وجود نداشته باشد، چگونه فضیلت میتواند وجود داشته باشد؟ آیا تا به حال دودمانی بزرگ بدون فضیلت دیدهاید؟» ما شاهنامه دوم را بخشی از اثر عظیم فردوسی مینامیم که با داستان اردشیر آغاز میشود؛ بخش قبلی از قوانین تا حدودی متفاوتی در مورد موضوع مورد بحث در اینجا پیروی میکند. در ایلیاد هومر، آنچه زندگی یک قهرمان را تعیین میکند، رابطه او با یکی از خدایان است، و در نهایت، رابطه پرآشوب بین خود خدایان، همسران و فرزندان زئوس: جنگ تروا نیز جنگ خدایان است. در کتاب پادشاهان فردوسی، آنچه زندگی یک قهرمان یا یک مرد را تعیین میکند، سرنوشت اوست که به آسمانهای همیشه در حال چرخش گره خورده است. اما در مورد پادشاهان در کتاب دوم پادشاهان، آیا نمیتوانیم مشخص کنیم که چگونه فضیلت و نسب آیا آنها در هم تنیده شدهاند؟ مطمئناً در سراسر این اثر ادبی، رابطه بین سلطنت و اخلاق در پسزمینه فلسفه سنتی که شاعر کاملاً آن را پذیرفته است، بررسی میشود: یک پادشاه خوب، مردم خود را خوب میکند، یک پادشاه بد، مردم را فاسد میکند، یک قوم خوب، پادشاه خوبی را از بهشت دریافت میکند، یک قوم بد با فرستادن یک پادشاه بد مجازات میشود. اما نکته کلیدی، تأثیر نسب بر رفتار اخلاقی پادشاهان است.