Type de document : Original Article
Titre d’article Persian
Auteur Persian
از جامه پاره... تا دریدن حجاب...، تا آشکار شدن روح، این میتواند عنوان این خوانش از رمان جامی نیز باشد. این اثر، اثری با پختگی بالا، در سال ۱۴۸۴، یک سال پیش از «دهه نهم قرن نهم» به پایان رسید، همانطور که جامی، با حساسیت به همه نشانهها و نمادها، در پایان اشاره میکند. نویسنده عمیقاً و شخصاً درگیر روایت این داستان است. در فصل ماقبل آخر (فصل ۷۳)، او به خودش میپردازد و تصویری از خودش ترسیم میکند: او همچنان که به پایان عمرش نزدیک میشود، خسته است، دستش میلرزد، موهای سفیدش نوری بر سرش میافکند که «تاریکی کوری فکری» را میزداید؛ روزهای پایانی عمرش با تجربه پیری روشن میشود. او سکوت، قطع آرزوها و چشمپوشی داوطلبانه از تمام امتیازات نفس، حتی خلق اثرش را که آن را عالی، الهامبخش، زیبا و خیرخواهانه میداند، در آغوش میگیرد. در شصت و هفت سالگی، یک پسر هفت ساله (فصل ۷۲) و یک همسر جوان دارد. میتوان مردی را غرق در انضباط معنوی، پیرو فقر داوطلبانه و عمیقاً فداکار به مرشد معنویاش، خواجه عبیدالله، یک صوفی نقشبندی (فصل ۹) حس کرد.