Type de document : Original Article
Titre d’article Persian
Auteur Persian
«این شرق دکامپ یا حتی دلاکروا نبود که شروع به تسخیر تخیل من کرد... بلکه شرق قدیمی آن هزار و یک شب بود که من آنقدر دوستش داشتم...» در واقع از طریق هزار و یک شب است که تخیل پروست به سمت شرق معطوف میشود. هزار و یک شب که بیش از ۲۲ بار در «در جستجوی زمان از دست رفته» به آن اشاره شده است، بیش از هر چیز یکی از کتابهای مورد علاقه مارسل کودک بود که در روزهای گرم کومبره یا عصرها، در نور فانوس جادویی اتاقش، رویای ماجراجوییهای شخصیتهای خارقالعاده این داستانهای با ریشه ایرانی-هندی را در سر میپروراند. اولین برخوردهای مارسل با قهرمانان افسانهایاش از طریق «پتی فور پلیت» کومبره شکل گرفت که بر روی آن افسانههای خاصی نقاشی شده بود: «علاءالدین و چراغ شگفتانگیز، علی بابا، خفته بیدار، یا سمباد دریانورد که با تمام ثروتش به سمت بصره حرکت میکند.» (1/904). به لطف این بشقابهای کوچک و تخت، تمام اعضای خانواده مارسل که در طول تعطیلات در خانه عمهاش جمع میشدند، از خواندن قسمتهایی از زندگی این شخصیتهای استثنایی لذت میبردند. این «موضوعات» ساعات خالی وجود لئونی، زن بیمار همیشگی کومبراو (1/57) را پر میکنند، و تصویر علی بابا محتملترین تصویری است که وقتی از یک شخصیت ماوراءالطبیعه صحبت میشود، به ذهن مادربزرگ خطور میکند (1/18).