Type de document : Original Article
Titre d’article Persian
Auteur Persian
در سال ۳۲۳ پیش از میلاد، سال مرگش در بابل، اسکندر ۳۳ ساله، تنها پس از یازده سال فتوحات، بر سرزمینی مسلط شده بود که دو سوم جهان شناخته شده برای غربیها را تشکیل میداد. او خود را «ارباب جهان» اعلام کرد و بدین ترتیب مردم و تمدنها او را میدیدند: هر جا که میرفت، هر جا که سلطنت میکرد، ردپای خود را به جا میگذاشت، شهرهایی را در سراسر امپراتوری خود بنا مینهاد که به نام خود نامگذاری کرده بود، و اسطورهای خلق میکرد که در ذهن مردم، تا سواحل قرن بیست و یکم... و بدون شک فراتر از آن، ماندگار خواهد بود. نه تنها باید در چشمانداز جهان و بشریت ادغام میشد، بلکه مردم باید با آنچه او نمایندگی میکرد، یعنی محدودیتهای انسان و قابل تصور، روبرو میشدند. تناقض، چالش، رمز و راز، اسکندر کبیر به عنوان نمادی از افراط و تفریط، الهامبخش مردم، قصهگویان و نویسندگان است. چرا این همه فرهنگ میخواستند اسکندر را «تصاحب» کنند و او را الگویی از ارزشهای خود یا، به ندرت، الگویی از آنچه محکوم میکنند، قرار دهند؟ چرا همه آیا در طول تاریخ، آنها سعی کردهاند خود را با افراط او بسنجند؟ چه اصول اخلاقی را از طریق شرح و بسط مجدد این شخصیت ترسیم کردهاند؟ چگونه خود را از طریق او دیدهاند، آرزو کردهاند و احساس کردهاند؟