Type de document : Original Article
Titre d’article Persian
Auteur Persian
دیر، تنها از نیمه دوم قرن نوزدهم»، ایران در افق ادبیات فرانسه به عنوان نوعی فضا برای نوشتن ظاهر شد. این کشف را که تاکنون شناخته نشده بود، مدیون نروال هستیم، کشفی که در سفر به شرق (جایی که ایران به عنوان یکی از مقاصد زائر شرق و شاید حتی به عنوان معنایی که باید به این کلمه داده شود، یعنی معنای معنویت، منتشر شد) منتشر شد و در متن اصلی و نهایی همه آثار، اورلیا، از طریق درج سه نام مقدس تشیع، الله!، محمد!، علی! در متن، دوباره تأیید شد. در آغاز قرن بیستم، فرمول دقیقتر آقای بارس که در سال ۱۹۰۷ در دفتر خاطرات خود مینویسد، در این مورد منعکس میشود: «من همیشه به چیزهای ایرانی علاقه و تمایل داشتهام. سالها نمیتوانستم نام کربلا یا نام ... را بخوانم. «از علویان بدون اینکه تحت تأثیر عشق قرار بگیرم. (...) به الهیات و بالاتر از همه عرفان آنها نیاز خواهم داشت.» بنابراین، تعجب نمیکنیم که در صفحه اول سفرنامهاش به شام، تأیید مجدد این تمایل او را میخوانیم: «عجیب است که هرگز نتوانستهام جاذبهای را که همیشه مرا به سمت بغداد و شیراز فرا خوانده است، ارضا کنم! چیزی مرا به ایرانیان، که روشنفکرترین هنرمندان هستند، متصل میکند؛ من لحظات بیشماری را با شاعران آنها گذراندهام؛ من از آنچه دو یا سه دوستی گرانبها از افق آنها برایم به ارمغان آورده بود، زندگی کردهام؛ من این نوستالژی را پرورش دادهام، اما عادات و هزاران خواسته ما، ما را محکمتر از طناب به یک تیرک متصل میکند.» بنابراین، میتوانیم حداقل در این دوره، که دورهای است که ایدههای مدرنیته در آن شکل میگیرند، اشتیاق آشکاری برای کشف ایران، برای شناخت ایران، شاید به موازات آنچه در حوزه باستانشناسی با آثار دیولافواها در حال وقوع است، یا گویی پرسشی که مونتسکیو در سال ۱۷۲۱ مطرح کرد، همچنان مطرح است، یا گویی به طور طبیعی در اندیشه روشنفکران فرانسوی جای میگیرد، تشخیص دهیم.