Type de document : Original Article
Titre d’article Persian
Auteur Persian
انسان: حیوان شوخ طبع عبید زاکانی نامی شناختهشده در میان مورخان ادبیات فارسی است و وقتی کسی از طنز، هجو یا کنایه در ایران صحبت میکند، این نویسنده و اثرش بیدرنگ به ذهن خطور میکند. عبید در مقدمهی یکی از آثارش با عنوان «رسالهی شادمانه»، با تقلید از تعریفی که فیلسوفان از انسان ارائه میدهند، مینویسد: «استفاده از گفتار، که همچنان امتیاز و گواه عظمت انسان است، خود را به دو شکل نشان میدهد: جدیت و طنز» (صفحه ۲۸۱). این جملهی قصار به ما امکان میدهد تا ماهیت طنز را بهتر درک کنیم: طنز یکی از دو روی منطق و دیالکتیک انسان است. این بدیهی است که تعریف علمی نیست، اما با گفتن اینکه طنز با جدیت همراه است، در تلاش خود برای تعریف آن گامی به جلو برمیداریم. «عبید به سرعت تعریف خود از ماهیت طنز را رها میکند تا به کارکرد آن بپردازد. این به نوبه خود، ارتباط نزدیکی با کارکرد جدیت دارد. طنز و جدیت، برای او، دو روی یک ترازو هستند که باید دائماً در تعادل باشند. اگر ترازو بیشتر به سمت جدیت متمایل شود، ذهن تسلیم کسالت میشود. درمان، طنز است که این رنج ذهن را تسکین میدهد و به شکوفایی آن کمک میکند. عبید از فیلسوفان نقل میکند: «الهزل فی الکلام کَل مِلح فی الطعام: طنز در کلام مانند نمک در ظرف خوب است.» سخنان یک فرد جدی و وخیم، طعم و مزهای ندارد. اما از سوی دیگر، نمک فراوان نیز بیعیب و نقص نیست، همانطور که عبید میگوید: «اگر جدیت مداوم باعث رنج میشود، شوخطبعی مداوم باعث تحقیر و بیآبرویی میشود» (صفحه ۲۸۱). یک غذای خوب نباید نه بیمزه باشد و نه خیلی شور؛ به همین ترتیب، مردی که شایستهی این نام است، نه خیلی جدی است و نه خیلی هوسباز.
طنز موضوعی چندوجهی است. از دیدگاه روانشناسی، تأثیرات آن نه تنها بر شنونده یا خواننده، بلکه بر گوینده نیز قابل تحلیل است، زیرا ویژگیهای ذهنی او را آشکار میکند. بنابراین، طنز ابزاری شگفتانگیز است و نویسندگان طنزپرداز به ما این امکان را میدهند که فضای روانی یک جامعه، آرمانهای اخلاقی و انحرافات آن را بهتر درک کنیم.
در این مقاله، قصد داریم دو اثر طنزآمیز، یکی اثر عبید زاکانی و دیگری اثر یک طنزپرداز قرن نوزدهم را بررسی کنیم. پیش از ارائه این دو اثر، باید تلاش کنیم تا به طور خلاصه مبانی اجتماعی و اخلاقی طنز و هجو را تعریف کنیم.²